تبليغاتX
ویرانه

ویرانه

خراب آباد

دلار در مرز 1800 تومان!!!

امروز چهارشنیه بیست و هفتم بهمن قیمت دلار به مرز 1800 تومان رسید.

برای بررسی عوامل و اتفاقاتی که مسبب جهش یکباره ی ارز شد بر میگردیم به:

_هنوز از سخنرانی محمود احمدی نژاد مدت مدیدی نگذشته است که وی طی آن دلار را ارزی فاقد ارزش خواند و دلار رابا جمله ی((کاغذپاره ای بیش نیست))تعریف کرد.

و ماجرای جهش شدید نرخ دلار از همینجا آغاز شد.

برای وقوع این اتفاق فقط دو امکان مفروض است:

اول اینکه رییس جمهور به عمد این حرفها را زده و افزایش نرخ دلار بر اساس سیاستهای اقتصادی دولت است و دولت خود اسباب افزایش نرخ دلار را فراهم کرده است.

دوم اینکه عده ای برای تخریب بیش از پیش چهره ی دولت وبه ویژه رییس آن دست به این اقدامات می زنند که در صورت وجود چنین گروهی باید قدرت سیاسی و اقتصادی خیلی زیادی داشته باشد که این امر از نظر حقیر محتمل تر به نظر می رسد.

اما از هر چه بگذریم از سیاست های خنده دار بانک مرکزی نمیتوانیم ساده عبور کنیم.معاون بانک مرکزی اعلام کرد که خرید و فروش دلار خارج از مجرای بانکی و صرافی ها غیر مجاز و مصداق قاچاق است و پیگرد قانونی دارد.

حال باید به این نکات توجه کرد که :طبق دستور بانک مرکزی صرافی ها مجاز نیستند دلار را به قیمتی بالاتر از 1400تومان بفروشند و حال آنکه نرخ دلار در بازار آزاد به مرز 1800 تومان رسیده است.پس صرافی ها در چنین شرایطی عطای فروش دلار را به لقایش می بخشند و خرید و فروش دلار به حالت تعطیل در می آید.نکته ی دیگر که بسیار حایز اهمیت به نظر میرسد اینست که بانکها به ازای هر نفر و با ارایه ی پاسپورت تنها 1000 دلار می دهند که این امر مردم را روانه ی بازار آزاد ارز(صرافی های قانونی و غیر قانونی) میسازد.همه ی این اتفاقات در حالی رخ می دهد که صرافی ها نه دلار می خرند و نه از بانک مرکزی ارز به آنها تزریق می شود.حالا ممنوعیت فروش دلار در بازار آزاد را هم به این همهمه اضافه کنید.

ممنوعیت فروش ارز در بازار آزاد نه تنها وضع را سامان نمی دهد بلکه شرایط بازار ارز را آشفته تر از پیش میکند.

زیرا عده ای از همان افرادی که در بازار آزاد کار میکنند به طور مقطعی دست از فروش دلار بر میدارند و دلارهایشان ناخواسته احتکار می شود تقاضا بر عرضه چیره میشود و آن عده ی قلیلی که همچنان در بازار آزاد مشغول فعالیت هستند دلار را با قیمتی بالاتر از قیمت فعلی آن می فروشند که با تحقق این  امر احتمال افزایش بیشتر قیمت دلار و شکسته شدن مرز 2000تومان بسیار زیاد می شود.

حال باید منتظر ماند و دید که دولت برای مقابله با این بحران چه تدابیری را خواهذ اندیشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:42  توسط کسری  | 

                                                                 چند خطی به فرج الله سلحشور

این روزها که می گذرد هرچه بیشتر چهره ی زشت ریا و تزویر و نیرنگ نمایان میشود و ((جو فروشان گندم نما))هر چه بیشتر و بیشتر رسوا می شوند.

با شنیدن خبر دریافت جایزه ی ((گلدن گلوب)) توسط اصغر فرهادی و گروهش به دلیل ساخت فیلم((جدایی نادر از سیمین)) بیش از پیش به ایرانی بودن خودمان افتخار می کنیم.اما چه سود که شیرینی این پیروزی ها خیلی زود با شنیدن یک سری اظهار نظر های مغرضانه به تلخی بدل می شود.

به هر حال روی سخن نگارنده با فرج الله سلحشور است که همواره با اظهارنظر های خلاف واقع و گاها موهن چهره ی حقیقی خود را به جامعه ی متفکر ایرانی نشان داده است.

بنده ی حقیر با شنیدن این اظهار نظرهای سطحی به فکر فرو رفتم و سوالاتی برایم مطرح شد که هیچ پاسخی برایش نیافتم.

هنوز از اظهار نظر موهن آقای سلحشور درباره ی فاسد خواندن بانوان شاغل در عرصه ی سینما و تلویزیون دیری نگذشته است که حالا ایشان اعطای جایزه ی ((گلدن گلوب)) به فرهادی را به((اعطای جایزه به بهترین دزد))شبیه می کنند و هیچ چیز از این درد آور تر نیست که این همه موفقیت در تمام عرصه ها را به دست می آوریم و جهان زیر پایمان زانو می زند ولی عده ای بی شرم شیرینی این افتخارات را با حرکاتی خلاف شان وشخصیت ایرانی لوث میکنند.

آقای سلحشور!

شما که انتشار فیلم جدایی نادر از سیمین را خیانت به ولایت و اسلام میدانید و معتقدید ((هر کس ولایتمدار باشد از این فیلم استقبال نمی کند))چگونه به این نتیجه رسیدید؟

اصلا ((جدایی نادر از سیمین))چه ربطی به ولایت و اسلام دارد؟کجای این فیلم اتفاقات خلاف واقع رخ داده که شما و هم دسته هایتان آن را ((سیاه نمایی))می دانید؟

شما که اینقدر به اسلام معتقدید!می شود بگویید که در کجای اسلام آمده که شما میتوانید به بانوان پاک ایرانی تهمت ((فساد و فاحشگی))بزنید؟نخیر آقا!هیچ مکتبی به ترویج پلیدی نمیپردازد!شما هم به جای ادعاهای پیاپی در دفاع از اسلام و ولایت بهتر است کمی به اعمالتان بیندیشید!

البته در یکی از مصاحبه هایتان دیده ام که فرموده اید که((من از مسجد وارد سینما شدم))!

خب دقیقا مشکل همینجاست و این اظهار نظرها ورفتارها را اگر مغرضانه نپنداریم باید ناشی از نا آگاهی شما بگذاریم!چرا که مسجد فقط محل عبادتست و برای ورود به وادی سینما علاوه بر سپاس از خداوند فاکتورهای دیگری مانند علم و هوش و استعداد هم لازم است که متاسفانه شما فاقد آن هستید.

پس به عنوان یک ایرانی استدعا دارم که به همان مسجد بروید و به عبادت خدا بپردازید شاید در رحمتی باز شد و مورد عفو خداوند یکتا قرار گرفتید.توبه کنید از این سیاه بازی ها و نادرستی ها که حق همیشه می آید و همان قرآنی که از آن دم میزنید هم تصریح میکند: ((کان الباطل زهوقا))

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 1:23  توسط کسری  | 

احمدی نژاد در جمع حامیان گفتمان اسلامی چه گفت؟

محمود احمدی نژاد در جمع حامیان گفتمان اسلامی مطالبی را بیان کرد که توجه به برخی از این نکات خالی از لطف نیست.

1.به گزارش روزنامه ی هفت صبح احمدی نژاد در این جلسه بیان می کند که:برخی دولت های غربی و همسو با آن عده ای در داخل کشور چنین مطرح  می کنند که که اگر دولت برای یک بار دیگر رای بیاورد!!!دیگر نمیتوان آن را مهار کرد و حرکت عدالت خواهی در سطح بین المللی غیر قابل مهار خواهد بود.

+حال سوال این نگارنده ی حقیر اینجاست که دولتی که هشت سال روی کار بوده چگونه باز هم می خواهد رای بیاورد!؟آیا همان دولت های غربی از این که این دوره دوره ی آخر ریاست احمدی نژاد در دولت خواهد بود بی خبرند؟یا همان عده ای که در ایران این عقیده را داشتند نمی دانستند که موقع خداحافظی احمدی نژاد کم کم دارد می رسد؟اصلا بیان کردن این حرف های تقریبا!!!محال چه دستاوردی را برای دولت وقت به همراه دارد؟و هدف رییس جمهور از ایراد این سخنان چه بوده است؟این فرض که دولت احمدی نژاد برای دوره ی سوم هم قصد عرض اندام دارد(ولو این حرکت مغایر با قانون اساسی باشد) وقتی قوت می گیرد که اسفندیار رحیم مشایی پیش از این اعلام کرده بود که دولت احمدی نژاد در انتخابات بعدی سی میلیون رای خواهد آورد!!!

حالا باید منتطر ماند و دید این رویا به حقیقت می پیوندد یا نه؟ (در شرایط فعلی هیچ چیز بعید نیست!)

نکته ی بعدی که از این جمله قابل توجه است این است که دولت در کدام راستا برای برقراری عدالت تلاش کرده که از نظر این حقیر پنهان مانده است؟

آیا برخورد دوگانه ی دولت در اوضاع کنونی کشور های عربی نسبت به کشور های لیبی و سوریه در راستای عدالت است؟

2.احمدی نژاد همچنان اذعان داشت:کسانی که به دولت اتهام می زنند به فضل الهی همانند گذشته شکست خواهند خورد چرا که دولت پاک است و یک ریال سو استفاده هم نمی تواند ثابت شود!

+با این جمله از رییس دولت اولین چیزی که به ذهن خطور می کند این است که:

مگر اختلاس سه هزار میلیاردی که ضربه ی وحشتناکی به بدنه ی اقتصاد کشور وارد کرد از سازمان های وابسته ی دولت نبود؟مگر شما رییس بانک مرکزی را خودتان انتخاب نمی کنید؟و مگر رییس بانک ملی به دستور رییس بانک مرکزی انتخاب نمی شود؟اصلا خودتان کلاهتان را قاضی کنید مگر می شود یک نفر به تنهایی مبلغ به این بزرگی را از سیستم بانکی کشور خارج کند و کسی متوجه نشود و آب هم از آب تکان نخورد!؟

آری دوست عزیز اگر کمی بیشتر فکر می کردید می فهمیدید که این حرفها حتی به خرج خودتان هم نمی رود چه رسد به ما که از همه جا بی خبریم...

کسری

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 0:20  توسط کسری  | 

خاوری یا نصرتی؟مساله اینست...

این روزها مساله ی حرکت زشت دو بازیکن پرسپولیس به نقل مجالس تبدیل شده و از بچه ی ده ساله تا پیرمرد نود ساله از این حرکت می گویند.در این که این حرکت حرکتی کاملا زشت و مغایر با اصول اخلاقی ایران زمین است اصلا شکی ندارم و این حرکت را تقبیح می کنم.اما امروز می خواهم از چند زاویه ی دیگر به این موضوع نگاه کنم.

اولا:این ماجرا شاید در ابتدا یک شوخی احمقانه به نظر بیاید اما در بطن خود معانی مختلفی دارد.مشکل امروز ما عدم تربیت خانوادگی محمد نصرتی و شیث رضایی نیست!بلکه ظهور نسلی است که از نظر فرهنگی دچار خلل شده است.نه اینکه نسل جوان امروز بی تربیت است نه!اما باید قبول کرد که این زخم هایی که گاه و بی گاه در فوتبال ما سر باز میکند نشانه ی ضعف فرهنگی ماست.

تا به حال اندیشیده اید که چرا این اتفاقات فقط و فقط در کشور ما می افتد؟چرا ایران با فزهنگ وتمدن چندبن و چند ساله خاستگاه چنین پدیده های نو ظهوری شده است؟

هموطن!امروز جامعه ی ما هزاران نصرتی و رضایی را در بطن خود می پروراند.البته باید باور کنیم که این جوانان واقعا انسان های دلپاکی هستند و این شوخی احمقانه بدون هیچ غرضی انجام شده است.

شاید دلیلش هم این باشد که دیگر راهی برای تخلیه ی روحی خود نیافته اند که البته برای این حرکتشان توجیه خوبی نیست و باید هردو تنبیه شوند شاید کمی فرهنگ حرفه ای را بیاموزند!

ثانیا:این اتفاق سرپوشی شد برای همه ی اتفاقات تلخی که من وتو فقط برایش جک ساختیم!

در حالیکه سه هزار میلیارد سرمایه ی این مملکت به تاراج رفت انتشار این خبر به طور گسترده سرپوشی بود بر همه ی کلاه برداری های آقایانی که الان در همین لحظه در حال شمارش پول های سرقتی مردم هستند.

سه هزار میلیارد تومانی که باید صرف کارهای فرهنگی و زیر بنایی می شد تا یک نفر مثل نصرتی آن حرکت بچگانه را انجام ندهد.

انتشار این خبر از سوی اخبار پر بیننده ی 20:30 چه دلیلی داشت؟آیا انتشار این خبر ترویج بداخلاقی نبود؟چرا تا به موضوع اختلاس پرداخته شد صدای همه در آمد که:بس کنید و این قضیه را کش ندهید!چرا کسی پیدا نمی شود که خواستار پایان دادن به این کابوس خبری شود؟یادتان نیست؟با گل همین محمد نصرتی بود که نام ایران در فهرست تیم های حاضر در جام جهانی قرار گرفت!اما امثال خاوری ها به جز خیانت و دزدی چه ارمغانی را برای کشورمان به همراه داشتند؟

حالا شما قضاوت کنید:کدام یک مستوجب تنبیه هستند؟نصرتی به خاظر یک شوخی بچگانه یا خاوری و سایر دست های پشت پرده برای تاراج ایران؟ 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 1:50  توسط کسری  | 

اخراج شد...

خیلی دردناک است که انسان فقط و فقط به خاطر عقیده اش از زندگی کردن هم محروم شود.دیروز خبری را شنیدم که دلم را به درد آورد و ساعتها فکرم را مشغول کرد.

فرنود جهانگیری رتبه ی 275 کنکور سراسری رشته ی علوم انسانی(البته دقیقا رتبه ی او را به خاطر ندارم اما در همین حوالی بود) به دلیل اعتقاد به آیین بهاییت از دانشگاه اخراج شد.

ناراحتی وتشویش من آنگاه بیشتر می شود که من یک سال در کنار او در کلاس درس نشسته ام با او زندگی کرده ام و میدانم که ایران امروز من چه فرد نخبه ای را از جامعه ی علمی خودش طرد کرده است.

شرمگین میشوم که او به این خاطر نباید در کلاس های درس کنار من بنشیند که من که مثلا یک مسلمان هستم مبادا به بیراه کشیده شوم.(البته اگر گرویدن به آیین بهاییت به بیراهه رفتن باشد)

این اقدام نه تنها معنی اش نقض حقوق بشر(حق آموزش و حق آزادی عقیده)است بلکه از نظر این حقیر نوعی تفتیش عقاید به حساب می آید و از سوی دیگر توهین به من نوعی به عنوان یک دانشجو و حتی یک مسلمان است.

اسلام اگر مسلمان می خواهد یک مسلمان حقیقی می خواهد که به تعلیمات خداوند در قرآن و همچنین تعلیمات پیامبر بزرگش به طور کلی وقوف داشته باشد و اگر عقیده ی من نوعی آنقدر ضعیف باشد که با هر صحبتی تغییر موضع دهم و از اسلام بر گردم همان بهتر که مسلمان نباشم!

همچنین باید توجه داشت که اخراج این چنین نخبگانی از دانشگاه های کشور فقط و فقط به فرار مغز ها از کشور می انجامد و درجه ی علمی دانشگاه های مارا پایین می آورد و وضع همین می شود که می بینید...

به امید این که روزی فرا برسد که هیچ کس به خاطر عقیده اش از نعمت آموزش محروم نشود...

آمین...


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 1:11  توسط کسری  |